1
دامپینگ چیست؟ ـ[163 بازدید] [7 امتیاز]

یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا. خوشحالید نه؟ فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه زلم زیمبو و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. بخصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ! جالب اینکه خانم عباس آقا هم میوه اش را تازه از همان فروشگاه می خرد. چرا؟ چون عباس آقا سالها هرچه میوه بد داشته که کسی نخریده بوده به منزل آورده. الان خانم عباس آقا خودش دارد کار می کند. با حقوق خودش حسرت سالیان را از دلش در می آورد. چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای 10 ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند. دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود. چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش. سال پنجم. دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است. سال هفتم. فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند! این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان! از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود. نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد! اگر فلان کشور سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما می فروشد برای این است که می خواهد باغدار ایرانی باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگرفلان کشور پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومن و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومن مزد بدهی، فقط به دلیل ارزانی نیروی کار آن کشور نیست! بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است

نویسنده: غلامرضا نعمتی 2 مهر 1395 ساعت 09:04
+ غلامرضا نعمتی
یادمه یکی دوسال پیش بحث دامپینگ خودروهای چینی درهمین سایت مطرح شد و اتفاقا یادداشت جالبی از کار دراومد.دوستان نظرات جالب و کارشناسانه روی موضوع داشتن.انشاله یادداشت به صفحه اصلی اومد ازدوستان دعوت میکنم نظرات خودشون را دراین مورد بیان کنن
2 مهر 1395 ساعت 09:11
+ ابراهیم سعادت مباشری
دامپینگ به معنی فروش کالا به قیمت پایین تر از قیمت سرزمینی به دلایل سیاسی اقتصادی بطور مثال پراید 19 میلیونی در ایران در کشور دوست و برادر عراق 4 میلیون می باشد
4 مهر 1395 ساعت 19:16
+ غلامرضا نعمتی
ممنون جناب مباشری.دقیقا یکی از مثالهاش میتونه در صنعت خودروسازی باشه.به نظر چینیها هم ابتدابه ساکن اومدن اینکارو درایران بکنن اوایل موفق هم بودن گویا صبروحوصله شون کم بود و خیلی زود اوناهم قیمتهاشون را بالا بردن وموفقیتهای ابتداییشون کمرنگ شد.با آپشنهایی که خودروهای چینی داشت وبا توجه به قیمتهاشون موضوع دامپینگ کاملا مشهودبود ولی دراواخر سیاست قیمت گذاریشون عوض شد هول برشونداشت تاجاییکه قیمت تیگو 5را 92تومن روانه بازار کرد
4 مهر 1395 ساعت 21:31
+ محمد حسين گلرسان کرماني
درود بر شما، در بازار انحصاري ايران كه همه چيز به صورت برادر وار تقسيم شده است دامپينگ معنايي ندارد. :))))))
5 مهر 1395 ساعت 07:18
+ M- Shalchi
ممنون از جناب نعمتي عزيز، اگر زحمتي نيست كمي هم در مورد "كارتل=شركت هاي بزرگ چند مليتي" كه به وفور در ايران پا گرفته تحقيق و آگاه سازي فرماييد.
5 مهر 1395 ساعت 08:22
+ مجید سکوت
سلام و ممنون از جناب اقای نعمتی عزیز. در خصوص پست اخرتون باید عرض کنم 3 نوع دامپینگ وجود داره : 1-دامپینگ مستمر یا دائمی ¨2-دامپینگ مخرب یا غارتگر 3- دامپینگ تصادفی که شرکتهای چینی نوع دوم دامپینگ را جهت ورود به بازار ایران انتخاب نمودند. (دامپینگ مخرب یا غارتگر عبارت است از فروش موقتی کالا در خارج به قیمت کمتر از قیمت داخل یا حتی با ضرر و فروش آن به قیمت کمتر از هزینه‌های تولید برای بیرون راندن رقبای دیگر و یا از بین بردن صنعت داخلی یک کشور. سپس بعد از بی رقیب شدن در بازار کالای مذکور قیمتها جهت کسب سود حاصل از قدرت انحصاری بالا می‌رود).
5 مهر 1395 ساعت 08:59
+ فـرهاد رنـجـبـر
سلام. بله بنده نوشته بودم.
2 دي 1395 ساعت 11:14